|
پنجشنبه 4 اسفند 1390 -- Thu - Feb 23, 2012
|
اثری جدید از علی احمدی:

از ظواهر امر چنین برمیآید که یکی دو هفته اخیر روزهای پرکاری برای دیپلماسی هستهای بوده است. سفر احمد داوداغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، در 14 دی به تهران نقطه شروعی برای این روزهای پرکار بود که سفر علی لاریجانی، رییس مجلس ایران، و هیئت همراه وی به آنکارا در 21 دی را به دنبال داشت و بعد از آن، سفر علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران، به ترکیه و علی باقری، معاون سیاست خارجی دبیر شورایعالی امنیت ملی، به دو کشور روسیه و چین انجام شد.
هر چند که این سفرها تنها مربوط به پرونده هستهای نبود و به طور طبیعی موضوعاتی از قبیل روابط دو جانبه و اوضاع منطقه نیز در دستور کار قرار داشت اما روشن است که مسئله هستهای موضوع محوری در این سفرها و دیدارها بود که در مقابل، طرفهای غربی هم نسبت به این موضوع واکنشهای مختلفی داشتهاند.
طرفهای غربی همان سیاست دوگانه را ادامه میدهند که از یک سو بر تشدید تحریمها اصرار دارند و از سوی دیگر، موضوع گفتگو را پیش میکشند. این سیاست بار دیگر در دیدار هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، با گیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان، در 1 بهمن دیده شد. در کنار این سفرها و اظهار نظرها نباید از موضوع تنگه هرمز و تنش چند روزه مربوط به آن و سفر اخیر مارتین دمپسی، رئیس ستاد ارتش آمریکا، به اسرائیل نیز غفلت کرد. تنش در تنگه هرمز گذشته از دامنه سیاسی آن، بر برنامه آمریکا و اسرائیل برای مانور مشترک نیز سایه انداخت و سفر دمپسی به واکنشهای احتمالی اسرائیل علیه ایران ارتباط دارد که گویا او قصد دارد سیاست آمریکا در مورد عدم مداخله اسرائیل در پرونده ایران را به مقامات تلآویو گوشزد کند.
از مجموع این سفرها چیزی که چندان روشن نیست پیامهای رد و بدل شده و مضمون آنها است چنان که پیام آمریکا در قالب نامه اوباما به تهران انجام شد اما واقعیت پیام ایران در هالهای از ابهام قرار دارد هر چند که حتی مضمون نامه اوباما هم مبهم باقی مانده جز مسئله تنگه هرمز که گویا اوباما نسبت به بسته شدن آن به عنوان خط قرمز آمریکا هشدار داده است.
غیر از مضمون این نامه، نحوه ارسال آن نیز مبهم است و هر چند که گفته شده این نامه از طریق کانال رسمی، یعنی سفارت سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران داده شده اما این احتمال نیز وجود دارد که داود اغلو آن را به تهران آورده باشد چنان که پاتریک کلاوسن، معاون مرکز تحقیقات موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن، مدعی شد که داود اغلو حامل این نامه بود. این احتمال از آنجایی تقویت میشود که ترکیه سعی میکند نقش فعالی بین ایران و آمریکا بازی کند چنان که داود اغلو قبل از دیدار با لاریجانی، دیداری با بیل برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا، داشت.
سخن حسین ابراهیمی، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در این اوضاع قابل توجه است که به گفته وی، سفیر سوییس در هنگام تحویل پیام کتبی اوباما پیام شفاهی او را نیز به اطلاع مقامات ایران رسانده بود که گویا اوباما در این پیام شفاهی ضمن عدم رضایت شخصی خود به تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا، حاضر شده تا حقوق هستهای ایران را به رسمیت بشناسد.
نکته قابل توجه این است که بعد از گفتوگو های استانبول در سال گذشته، این هجم از رفت و آمدها و پیامهای رد و بدل شده کمتر دیده شد و به نظر میرسد که در وضعیت فعلی، لازم است تا گامی در این زمینه برداشته شود. به همین جهت است که پیامهای کتبی و شفاهی از سوی آمریکا و به خصوص باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، داده میشود و در این سو، ایران نیز نمایندگان خود را روانه ترکیه به عنوان میانجی بین ایران و آمریکا و روسیه و چین به عنوان طرفهایی میکند که امید دارد در مذاکرات آتی نقش فعالتری نسبت به گذشته در حمایت از ایران داشته باشند.
مخالفت روسیه و چین در گزینه نظامی و حتی تحریمهای بیشتر علیه ایران میتواند این امیدواری را به ایران دهد که حاضر به پذیرفتن این نقش هستند و حتی تاکید ون جیا بائو، نخست وزیر چین، طی سفیر اخیرش به سه کشور عربستان، امارات و قطر مبنی بر ادامه خرید نفت از ایران میتواند نشانهای به این امر باشد.
لازم به یادآوری است که تیموتی گایتنر، وزیر خزانهداری آمریکا، قبل از این سفر به پکن رفته بود تا مقامات چینی را برای پیوستن به تحریم نفتی علیه ایران ترغیب کند اما با این سخن نخست وزیر چین معلوم میشود که او توفیقی به دست نیاورده است. سفر علی باقری به روسیه و چین در همین راستا قابل ارزیابی است تا ایران بتواند میزان حمایت این دو کشور را در مذاکرات آتی بررسی کند.
از سوی طرفهای غربی انگیزههایی برای انجام گفتوگو و برداشتن گامی به جلو در این پرونده وجود دارد. اتحادیه اروپا در آستانه تصمیمگیری در مورد تحریم نفتی و بانک مرکزی ایران است و معلوم نیست در این مورد چه اندازه توافق جمعی در میان کشورهای عضو اتحادیه وجود دارد. کشورهای حامی این تحریمها خود نه خریدار نفت ایران هستند و نه آن که در بازار ایران نقش فعالی دارند و به این دلیل، تحریم تا این حد ضرری برای آنان ندارد اما کشورهایی همانند ایتالیا، اسپانیا و یونان وضعیتی این گونه ندارند و خرید نفت و انجام معاملات دو طرفه برای این کشورهای بحرانزده امری حیاتی است.
از سوی دیگر، باراک اوباما وضعیت خاصی دارد چرا که با هر چه گرمتر شدن فضای رقابتها برای انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا، مسئله ایران موضوع داغتری میشود و رقبای جمهوریخواه او از هماکنون سیاست اوباما در این زمینه را به چالش جدی کشاندهاند. اگر اوباما نتواند برای باز کردن گره کور پرونده هستهای اقدامی کند و در نتیجه روابط ایران و آمریکا به همین صورت پیش رود، رقبای او میتوانند از این موضوع به عنوان شکست او استفاده کنند. شاید به همین دلیل است که او تقریبا همزمان با فرستادن پیامهای کتبی و شفاهی، دمپسی را روانه اسرائیل کرده تا مطمئن شود اسرائیل با ماجراجوییهای غیر مترقبه دردسر جدی برای او ایجاد نمیکند.
با توجه به این نکات معلوم میشود که همه طرفهای درگیر پرونده هستهای آماده از سرگیری مذاکرات هستند اما مسئله این است که ایران چه میکند و یا حتی چه میتواند بکند؟
آیا ایران بهتر است با انجام یک عقبنشینی تاکتیکی، هم ادامه مذاکرات را تضمین کرده باشد و هم به احتمالی، از میزان تحریمها بکاهد یا آن که بر موضع خود ، یعنی همان ادامه فعالیتهای هستهای پافشاری کند؟ پاسخ این مسئله بسته به عوامل گوناگونی است که به طور مسلم تحریمها و میزان تاثیر آنها اهمیت ویژهای دارد.
نکتهای که تا قدری معلوم شده این است که طرفهای غربی به سختی میتوانند تحریمها را از طریق شورای امنیت افزایش دهند و به همین دلیل است که طی یکی دو سال اخیر به تحریمهای یک طرفه روی آوردهاند اما اجرای تحریمهای یک طرفه به این شدت نیز مشکلات اقتصادی و سیاسی برای هر دو طرف به بار خواهد آورد گذشته از این که همین تحریمها باعث شده تا ایران به ناچار بیشتر به سوی طرفهای شرقی روسیه و چین گرایش نشان دهد؛ نتیجهای که حداقل در درازمدت نمیتواند مطلوب کشورهای غربی باشد.
در هر صورت، برداشتن گامی به جلو تنها در صورت عقبنیشنی طرفهای مذاکره ممکن است اما باید توجه کرد که اگر لازم باشد چنین امری محقق شود، نمیتوان آن را منحصر به ایران دانست بلکه همه طرفهای مذاکره باید حاضر به این امر باشند تا آن که نتیجهای حاصل شود. بنابر این، دیپلماسی هستهای در حال حاضر بسته به یافتن راهی برای عقبنشینی و تفهیم انجام این امر از سوی طرفهای مقابل است تا وضعیت مذاکرات سال پیش استانبول تکرار نشود و سرانجامی برای پرونده هستهای ایران رخ بنمایاند.